تبليغاتX
×کلـیـد سبز خوشبــختــی×

×کلـیـد سبز خوشبــختــی×

 

من آموختم که هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم .

( منه دیک )

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت19:43توسط شیوا | |

.

 

پیروزی نصیب کسانی می شود که بیشتر از همه استقامت دارند .

ناپلئون

+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت7:55توسط شیوا | |

 

بکوش تا آنچه را دوست داری بدست آوری وگرنه مجبور می شوی آنچه را که داری دوست بداری

 

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت23:37توسط شیوا | |

 

زندگی دو نیمه است . نیم اول به امید نیمه ی دوم و نیم دوم در حسرت نیمه ی اول .

                                           دکتر علی شریعتی

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت11:20توسط شیوا | |

 

کارهایی را با جسارت انجام میدهم تا مرد شوم آنکس که جسارت نمی کند نامی ندارد .

                                                 مک بس

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت4:53توسط شیوا | |

 

هر انسانی که جان یک انسان را میگیرد دست به نابودی جهان زده است و آنکه جان یک انسان را نجات میدهد دنیا را نجات داده است .

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت13:8توسط شیوا | |

 

وفتی خدا بهت میگه ( باشه ) چیزی رو که میخوای بهت میده .

وقتی میگه ( صبر کن ) چیز بهتری بهت میده .

وقتی میگه ( نه ) داره بهترین رو برای تو آماده میکنه پس همیشه شکر گذار باش .

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت12:5توسط شیوا | |

 

آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ........ آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم

و بعد برای آنچه از دستمان رفته آه میکشیم .

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت10:31توسط شیوا | |

 

از زندگیت لذت ببر چون آخر این جاده نوشته : دور زدن ممنوع

حلول ماه مبارک رمضان.... ماه میهمانی خداوند را به همه ی شما عزیزان تبریک میگویم .

+نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت11:25توسط شیوا | |

 

باران نباش که خودت را با التماس به شیشه بکوبی ابر باش تا همه منت باریدنت را بکشند

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت8:47توسط شیوا | |

 

اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید

 

                                                دکتر علی شریعتی

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت1:21توسط شیوا | |

 

ولادت حضرت علی ع .. شاه مردان رو به همه ی مردان و پدران عزیز تبریک عرض میکنم

این دسته گل رو هم تقدیم میکنم به همه ی پدران گل و مهربون از جمله بابایی جونه خودم

بابایییییییییییییی جوووووووونم روزت مبارکککککککککککک

 

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت18:4توسط شیوا | |

 

شاید نشود به گذشته بازگشت و آغازی زیبا ساخت

اما می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

 

+نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت12:26توسط شیوا | |

 

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد ... زیرا آنها بر این باورند که یا راهی خواهیم یافت

یا راهی خواهیم ساخت ...

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت20:36توسط شیوا | |

 

دنیا اینجوریه : اگر کریه کنی میگن کم آوردی

اگر بخندی میگن دیوونه است

اگر دل ببندی تنهات میزارن

اگر عاشقی بشی دلت رو میشکونن

با این حال

باید لحظهای را گریست

دمی را خندید

ساعتی را دل بست و عمری را زیست

 

 

+نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت15:59توسط شیوا | |

 

باید در مشکلات گاهی سکوت کرد شاید خداوند حرفی برای گفتن داشته باشد

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت0:47توسط شیوا | |

ولادت یگانه دخت نبی پیامبر اکرم ( ص ) ... روز بزرگ مادر رو به همه ی شما دوستان و مادرتان عزیزتون تبریک و تحنیت عرض میکنم  

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت21:56توسط شیوا | |

 

زندگی هم فرایند عجیبیست درست زمانی که احساس میکنی همه چیزبه آخر رسیده است راه

جدیدی مقابلت گذاشته می شود

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت1:41توسط شیوا | |

 

گر نبود مشربه از ذره ناب با دو کف دست توان خورد آب

گر نبود اسب مطّلا لگام , زد بتوان بر قدم خویش گام

گر نبود شانه ی عاج بهر ریش , شانه توان کرد به انگشت خویش

گوش تواند که همه عمر وی , نشنود آواز دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ , بی گل و نرگس برآرد دماغ

گر نبود بر سر خان آن و این , هم بتوان ساخت به نان جوین

گر نبود دلبر هم خواب پیش , دست توان کرد به آغوش خویش

این همه بینی دارد عوض , وز عوضش گشته میّسر قرض

آنچه ندارد عوض ای هوشیار , عمر عزیزست غنیمت شمار

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت22:33توسط شیوا | |

 

مراقب افکارت باش .... آنها به گفتار تبدیل نشوند

مراقب گفتارت باش .... آنها به کردار تبدیل نشوند

مراقب کردارت باش .... آنها به عادات تبدیل نشوند

مراقب عاداتت باش .... آنها به شخصیت تبدیل نشوند

مراقب شخصیتت باش ... آنها سرنوشت خواهند شد

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت22:3توسط شیوا | |

 

گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر هرپرستوقفسی تنگ نبود

زندگی ... عشق ... اسارت ... قهر ... آشتی .. همه بی معنا بود

+نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت0:47توسط شیوا | |

 

عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس ... ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس

شهادت آبروی عالم .. حضرت فاطمه ( س ) رو به همه ی شما دوستان عزیزم تسلیت عرض میکنم

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت1:24توسط شیوا | |

 

آنجا که چشمانی برای انسان اشک میریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت20:26توسط شیوا | |

 

نبرد های زندگی همیشه به نفع قوی ترین ها به پایان نمی رسد بلکه دیر یا زود برد با آن کسی است که بردن را باور دارد

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت22:44توسط شیوا | |

  

نزديک ترين نقطه به خدا هيچ جاي دوري نيست.نزديک ترين نقطه به خدا نزديک ترين لحظه به اوست،وقتي حضورش را درست توي قلبت حس مي کني، آنقدر نزديک که نفست از شوق والتهاب بند مي آيد.

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت12:12توسط شیوا | |

 

چه فکر کنید که می توانید یا نمی توانید در هر صورت حق با شماست

هنری فورت

+نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت21:54توسط شیوا | |

با توام،با تو،خدا

یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست

پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند

نامه ای هم بفرست

کوچه های دل من
باز خلوت شده است
قبل از این که برسم،دوستی را بردند

یک نفر گفت به من باز دیر آمده ای

دوست قسمت شده است
با توام،با تو، خدا

یک دل قلابی

یک دل خیلی بد

چقدر می ارزد؟

من که هر جا رفتم

جار زدم

این قلب حراج شده

بدوید

یک دل مجانی

قیمتش یک لبخند

به همین ارزانی

هیچوقت اما

هیچکس قلب مرا قرض نکرد،

هیچکس دل نخرید

با توام،باتو،خدا

بیا،این دل من،پس مال خودت

من که دیگر رفتم اما

ببر این دل را

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت20:38توسط شیوا | |

 

در اين وادي غريب ، به دنبال آشنايي هستم تا راز دل بر او فاش كنم . تصويري نه چندان غريب در ذهنم نقش مي بندد ، عاشقانه دستم را مي گيرد و لبخند دوستانه اي مي زند .

هرگاه از خود غافل مي شوم وجودش را حس مي كم  و هرگاه او را فراموش مي كنم ندايي دروني مرا به سوي او فرا مي خواند.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت23:55توسط شیوا | |

 

 

خداوندا تقديرم را زيبا بنو يس : کمکم کن آنچه
را که تو زود می خواهي من دير نخواهم و آنچه را
که تو دير مي خو اهي من زود نخواهم پروردگارابه من بياموز دوست بدار م کساني راکه
دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عا شقم
نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را
نخوردند ...به من بياموز لبخند بزنم به کساني
که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم
به کساني که محبتي درحقم نکردند

 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت16:9توسط شیوا | |

 

من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست  

                       كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو ، هركسي مي خواهد                     

                     وارد خانه ي پر عشق و صفاي من گردد

يك سبد بوي گل سرخ به من هديه كند

                    شرط وارد گشتن ، شست و شوي دلهاست

شرط ان را داشتن ، يك دل بي رنگ و رياست

                  بر درش برگ گلي مي كوبم  روي آن با قلم سبز بهار

مي نويسم اي يار ، خانه ي ما اينجاست

                  تا كه سهراب نپرسد ديگر ، خانه ي دوست كجاست ؟!

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت23:0توسط شیوا | |